همه چیز گاه اگر کمی تیره می نماید...
باز روشن می شود زود
تنها فراموش مکن که این حقیقتی است
بارانی باید تا که رنگین کمانی برآید
و لیموهایی ترش تا که شربتی گوارا فراهم شود
و گاه روزهایی در زحمت
تا که از ما انسان هایی تواناتر بسازد.
خورشید دوباره خواهد درخشید، زود
خواهی دید...
"کولین مک کارتی"
همسن هستیم
تولدت هم مبارک
اسم وبلاگت رو دوست دارم
سلام محبوب خوب...
الیس الصبح بقریب؟
چه جالب یعنی همون موقع که من داشتم خواب می دیدم و بیدار شدم بهت اس ام اس دادام، تو داشتی برا من کامنت میذاشتی
خیلی جالبه
همیشه در پس ابرهای تیره یه روشنایی قشنگیه که من خیلی دوستش دارم...من به خورشید ایمان دارم حتی اگر دیر حتی اگر دور......
دیشب کلی بارون اومد ... همینطور پریشب ... بگو رنگین کمان زودتر بیاد ... من دیگه حال و حوصله ی انتظار رو ندارم ...
به به!...ببین چه خبره اینجا!
نمردیم و یه پست امیدوارکننده هم در این وب جدیدتون خوندیم آباجی جان! (آیکون "زدن به تخته!")...
خوشحالم که انقدر امیدواری
ایشالله
واقعا یعنی این حرف در همه ی موارد صدق میکنه؟
واقعا اینجوریه؟
نیست بخدا
در ناامیدی هیچ امیدی نیست.ولی خب پایان شب سیه سپیدی ست.حالا ما درسته که فکر کنیم چون پایان شب سیه سپیدیست،در نومیدی هم بسی امید است؟
آخه چه ربطی داره
نمیشه بخدا نمیشه
همیشه به سیر و سیاحت خواهر.......
سلام
یاد یه طرح قدیمیم افتادم:
بعد از باران ِ نگاهم
آفتابی شو !
رنگین کمان ِ یودنت را دوست دارم.
از زیادت ِ تحویلی که مبذولِ این حقیر داشته بودید سپاسگزارم ما نیز در معیت یارانِ جان ؛اوقات خوشی بسر کردیم . باشد تا در مدار ِ اوقاتی اینچنین ؛ مدور گردیم چونان محسن الدیوان ِ باقرلو.
وای محبوب واقعا چرا اینجوریه ؟!
من هی فک میکنم بدیای طرف یادم بیاد تا دلتنگش نشم اما نمیشه ... اصا نمیشه :(